وقتی ناخونک توی چشمت از مرگ هزاران نفر بیشتر اهمیت داره..
بد به خوردمان داده اند تعریف زندگی رو،گفتند می آییم میفهمیم می بینیم
دست تکاندنمان تنها برای خوشیهاست،
آمدیم نه فهمیدیم نه دیدیم نه درک کردیم..
اگر دیواره گهواره به غم آغشته نبود
آن همه گریه نمی کردیم
تنها مامن ما آغوش مادر بود
چه زندگی نکبت باریست وقتی جای هیچ دلگرمی وجود ندارد و همچنان که میگذریم هوا بیشتر پس معرکه است..کاش صلاخی کردن را از کودکی یادمان میدادند
تا اینگونه هر روز شکستن رو تجربه نمی کردیم و پایاپای زندگی اون روی بد سکه می شدیم..
از خوبی کردن به آدمها بترسید
آنها شما رو مجاب می کنند تا یا بد شوید یا همچنان به خوبی کردن ادامه بدهید تا تبدیل به عروسک دستی شوید..
آدمیست دیگر:گاهی خوشی میزند زیر دلش آدمها را هم به بازی میگیرد..
برچسب:
نویسنده: لیلا طاهری